بدون عنوان
مانی جونم امروز صبح از خواب بیدار شده بود و اینقدر با مزه بودی که نگو اصلا" دلم نمیامد بیام سرکار
داشتی وسایل تو کیف منو میریختی بیرون منم داشتم کارام رو میکردم .راستی ما الآن دو روزه که خونه مامان نرگسیم و من صبح ها تا ٨ میخوابم و این خیلی لذت بخش هست شب ها هم مامان نرگس تورو میخوابونه خلاصه که خیلی داره بهمون خوش میگذره
دیشب بابا امیر دلش تنگ شده بود آمد ببینتت وقتی داشت میرفت اینقدر ناراحت شدی که ینده خدا بازم تا یه ساعت نشست
آخه کار داشت میخواست بره بخاطر اینکه ماشین خرابه ما این دو روز موندیم که برای رفت و آمد مشکلی نداشته باشیم.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


بدون عنوان
